بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩٥ - بحث اول معناى حسن و قبح و تصوير نزاع در ايندو
ترجمه:
تنبيه
از امورى كه تذكّر و دانستنش در اينجا لازم است اينكه بسا فعل واحدى گاهى بجميع معانى حَسَن، حسن مىباشد همچون: تعلّم (فراگرفتن علم)، حلم (بردبارى)، احسان (نيكى كردن).
اين افعال هم براى نفس كمال بوده و هم باعتبار نفع و مصلحتى كه دارند با نفس ملائم و سازگار محسوب شده و هم از افعال و امورى است كه از نظر عقلاء انجامش براى انسان شايسته مىباشد.
و بسا اتّفاق مىافتد كه بر فعلى يكى از معانى حَسَن صادق بوده ولى باعتبار معناى ديگر يا قبيح بوده و يا حسن نمىباشد نظير غناء.
اين فعل از نظر آنكه با نفس ملايم و سازگار است حسن بوده فلذا در لسان طالبين و مايلين بآن به غذاء روح معروف مىباشد ولى معناى اوّل يا سوّم حسن بآن صادق نيست زيرا از نظر عقلاء بملاحظه اينكه اهل عقل مىباشند غناء در افعالى كه انجامش شايسته و سزاوار است داخل نيست چنانچه بحكم عقل كمال براى نفس بحساب نيامده اگرچه كمال براى صوت باعتبار صوت بودن محسوب مىشود در نتيجه مىتوان آنرا از اينجهت كه كمال براى صوت است حسن باعتبار معناى اوّل دانست و مثل غناء است استعمال دخانيات همچون سيگار و چپق و امثال آن يا آنچه نفس بآن معتاد گرديده مانند مسكرات و اشياء مخدّر چه آنكه بملاحظه ملائم بودن اين اشياء با نفس حسن بوده ولى چون كمال براى نفس نبوده و نيز از افعالى كه عقلاء حكم بانجامشان مىكنند نمىباشند متّصف به حسن نمىگردند.
بيان مراد
قوله: فانّها كمال للنّفس: ضمير در « فانّها » به تعلّم و حلم و احسان عود مىكند.
قوله: و ملائمة لها: يعنى و ملائمة للنّفس.