بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩١ - بحث اول معناى حسن و قبح و تصوير نزاع در ايندو
آنها را حَسَن مىداند.
و بعكس بسيارى از لذّات جسمانى باعتبار عواقب شومى كه دارند عقل آنها را مستكره و قبيح مىشمرد و بهرتقدير تمام اين امور در حسن و قبح بمعناى ملائم و غير ملائم با نفس داخل مىباشند.
فاضل قوشجى در شرح تجريد در همين ارتباط مىگويد:
گاهى از حُسن و قبح بمصلحت و مفسده تعبير كرده و بآنچه واجد مصلحت است حَسن و بچيزى كه داراى مفسده مىباشد قبيح مىگويند و چيزى كه فاقد مفسده و مصلحت است نه حسن بوده و نه قبيح.
مصنّف (ره) مىفرمايند:
آنچه فاضل قوشجى در اينمقام آورده راجعست به معنائى كه ما قبلا ذكر نموديم و مقصود اين نيست كه براى حُسن و قبح معناى ديگرى است و آن عبارتست از: شيئ واجد مصلحت و يا چيزى كه داراى مفسده باشد و بعد بگوئيم ايندو غير از ملائم با نفس و غير ملائم با آن مىباشند.
و حاصل كلام آنكه معنائى را كه فاضل قوشجى براى حسن و قبح ذكر نمود همان ملائم و غير ملائم با نفس بوده و امرى مغاير با آن نمىباشد چه آنكه مستحسن شمردن مصلحت صرفا بخاطر آنستكه با نفس و طبع سازگار و ملايم بوده همانطوريكه مستقبح دانستن مفسده فقط جهتش آنستكه با نفس منافر بوده و طبع انسانى از آن مشمئز مىباشد.
سپس مىفرمايد:
اين معنا از حسن و قبح نيز مورد اختلاف نبوده و اشاعره منكر آن نمىباشند بلكه حسن و قبح باين معنا از نظر ايشان عقلى است يعنى از معانى و امورى است كه عقل آنرا درك كرده بدون اينكه موقوف بر حكم شرع باشد و كسانيكه توهّم نمودهاند در اينمعنا بين قوم نزاع و اختلاف است از طريق حقّ به دور افتاده و كلام حضرات را نفهميده است.