بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧١ - مقدمه دوم وجه تسميه اين مباحث به ملازمات عقليه
ترجمه:
خلاصه كلام
از آنچه تا باينجا ذكر نموديم روشن و واضح شد كه در ملازمات عقليّه مورد بحث اثبات كبريات عقليّهاى است كه در طريق اثبات حكم شرعى واقع مىشوند اعمّ از آنكه صغريات آنها عقلى بوده همچون مستقلّات عقليّه يا شرعيّه باشد نظير غير مستقلّات عقليّه.
امّا صغرى هميشه در علم ديگرى غير از علم اصول از آن صحبت مىشود چنانچه از كبرى پيوسته در علم اصول بحث مىگردد و مقصود از « كبرى » ملازمه حكم شرع با شيئ ديگر است كه عقل حكم بملازمه مزبور نمايد اعمّ از آنكه آن شيئ حكم شرعى بوده يا عقلى و يا غير ايندو باشد.
و نتيجهاى كه از انضمام اين صغرى و كبرى حاصل مىشود صغرى براى قياسى ديگر قرار داده كه كبرايش حجّيّت عقل مىباشد و از اين كبرى در مباحث حجّت سخن گفته مىشود.
بنابراين بحث ما در ايندو باب خلاصه مىشود:
١- باب مستقلّات عقليّه.
٢- باب غير مستقلّات عقليّه.
پس مىگوئيم:
بيان مراد
قوله: و هى عبارة عن ملازمة الخ: ضمير هى به « كبرى » راجع است مثلا وقتى مىگويند فلان شيئ واجب است همچون نماز يا روزه از آن در علم فقه بحث مىكنند نه علم اصول (و اين صغرى است) ولى ملازمه بين اين وجوب و وجوب مقدّمهاش كه عقل حاكم بآن مىباشد در علم اصول مورد بحث واقع مىشود.
قوله: سواء كان ذلك الشّيئ الآخر حكما شرعيّا: مثل وجوب مقدّمه كه آن حكم شرعى است.
قوله: ام حكما عقليّا: مثل حكم عقل به حسن مقدّمه واجب و قبح مقدّمه حرام.