بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٩ - مقدمه دوم وجه تسميه اين مباحث به ملازمات عقليه
در آن بحث مىكنيم كداميك از افعال اختياريّه شايسته است انجام داده شوند و كداميك چنين شايستگى را ندارند.
مسئله دوّم: كبرى و آن بيان اين نكته است كه آنچه را عقل درك مىكند آيا حتما شرع نيز درك نموده يعنى بر طبقش حكم مىنمايد يا چنين نيست.
و اين خود مسئله اصوليّهاى است كه از مصاديق ملازمات عقليّه بشمار مىرود.
و از ايندو مسئله موضوع مبحث حجّيّت عقل را مىتوانيم فراهم و آماده نمائيم.
٢- و امّا در غير مستقلّات عقليّه پس مىگوئيم:
پس از بيان دو مقدّمه كه دليل عقلى نيز از آنها تأليف مىيابد حال واضح و روشن مىگردد و آندو عبارتند از:
مقدّمه اوّل
مىگوئيم: اين فعل واجب است يا اين فعل انجام شده مأمور به در حال اضطرار است.
پس مثل اينگونه قضايا در علم فقه ثابت است لاجرم آنرا مقدّمه شرعيّه بايد شمرد.
مقدّمه دوّم
مىگوئيم: هرفعلى كه شرعا واجب باشد عقل حكم مىكند كه لازمه آن اينستكه مقدّمهاش نيز شرعا واجب باشد يا عقل مىگويد ضدّ آن شرعا حرام است.
يا مىگوئيم: هرفعلى كه در حال اضطرار مأمور به باشد و اتيان گردد لازمهاش آنستكه عقل آنرا مجزى از مأمور به در حال اختيار بداند و نيز امثال اين قضايا و امثله چه آنكه اينگونه از قضايا احكام عقليّه بوده كه مضمونشان ملازمه عقليّه بين چيزى است كه شرعا در قضيّه اوّل ثابت بوده و بين حكم شرعى ديگر و اين احكام عقليّه همان احكام و مسائلى است كه در علم اصول از آنها بحث و صحبت