بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩١
اينها كه اين نهىها بر اعتبار اباحه مبيع و تمكّن از تصرّف دلالت دارند و مثل نهى از عقد غير عربى كه دلالت بر اعتبار عربيّت در عقد دارد.
در تمام اينموارد نهى دلالت بر فساد معامله دارد زيرا اين نهى در حقيقت مرجعش بقسم اوّل بوده كه گفتيم دلالت بر ارشاد بمعتبر بودن امرى در معامله دارد و پيشتر گفته شد كه اين مورد از محلّ نزاع (منافات داشتن نهى بداعى زجر و ردع با صحّت معامله) خارج است.
پس آنچه مهمّ و عمده است اثبات منافاتى است كه بآن اشاره شد بطورى كه اگر بتوانيم آنرا اثبات كنيم فساد معامله نيز بدين ترتيب اثبات مىشود و در غير اينصورت فساد ثابت نمىگردد و بعقيده ما هيچ دليلى بر اين منافات وجود نداشته تا بواسطهاش اثبات كنيم بين نهى و فساد معامله ملازمه است.
و امّا اينكه گفته شد:
نهى از مسبّب مكلّف را بطور مولوى از انجام معامله عاجز قرار داده و سلطنت مكلّف را بر آن رفع مىكند در جواب مىگوئيم:
اينكلام را قبول داريم ولى معناى آن اينست كه شأن نهى در معامله اينستكه دلالت مىكند بر اختلال شرطى از شروط در معامله منهىعنه و ما اين را پذيرفته و مناقشهاى در آن نداريم ولى اينمعنا غير از آنستكه بگوئيم نفس نهى دلالت بر فساد معامله دارد بلكه فساد در مورد مزبور بخاطر نبودن شرط است نه وجود نهى.
سپس مىفرمايند:
و همين مقدار از بحث و گفتگو در اطراف اينسمئله كافى بوده و از خداوند متعال توفيق تحصيل رضا و خشنوديش را مسئلت داريم.
بيان مراد
قوله: و انّه ليس فى البين الّا المبغوضيّة الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: و حينئذ يقع البحث الخ: كلمه « حينئذ » يعنى و حين يكون الفساد