بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧٩ - مختار مرحوم مصنف در مسئله نهى از عبادت
عبادتى وقتى فاسد شدند اين فساد مستلزم فساد مركب و مشروط مىباشد بلكه گفتار ما در جزء و شرط و وصف اساسا استنادى باين بيانات ندارد چون بعد از مقالهاى كه قبلا ايراد نموده و گفتيم عملى كه مشتمل باشد بر فعليكه بنده را از درگاه الهى دور مىكند و يا مقيّد و موصوف به مبعّد باشد مستحيل است كه با آن بتوان تقرّب الى اللّه پيدا كرد همانطورى كه نفس فعل مبعّد مقرّب نمىتواند باشد.
ديگر حاجتى بمثل اين گونه از تعليلات نداشته و نوبت بآنها نمىرسد.
بيان المراد، شرح فارسى بر اصول الفقه ؛ ج٣ ؛ ص١١٧٩
اين گذشته در اينگونه علل و تقريرات مناقشاتى است كه ذكر آنها در حوصله اين كتاب مختصر نبوده و ما نيز احتياج و نيازى بذكرشان نداريم.
بيان مراد
قوله: و صوم الوصال: مقصود اتّصال دو روز بهم با يك نيّت و يا داخل نمودن مقدارى از شب و روز مىباشد.
قوله: كالنّهى عن الصّلاة باللّباس الخ: مثال است براى تعلّق نهى بشرط عبادت و شرط جزء آن.
قوله: بوصف ملازم لها او لجزئها: ضمائر مؤنّث به عبادت راجعند.
قوله: يستحيل التّقرّب بالمبعد الخ: ناظر است بموردى كه نهى باصل عبادت تعلّق گرفته.
قوله: و يستحيل ايضا التّقرّب بما يشتمل الخ: ناظر است بموردى كه نهى بجزء عبادت تعلّق گرفته.
قوله: او بما هو متقيّد بالمبعّد: ناظر است بموردى كه نهى به شرط تعلّق گرفته.
قوله: او بما هو موصوف الخ: ناظر است بموردى كه نهى بوصف ملازم تعلّق گرفته.
قوله: اذ نقول ذلك فى النّهى عن الجزء: مشار اليه « ذلك » فساد عبادت مىباشد.
قوله: نقول به لا لاجل الخ: ضمير در « به » به ذلك راجع است.
قوله: و انّ ذلك واسطه فى الثّبوت: مشار اليه « ذلك » نهى از جزء و شرط و