بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧٨ - مختار مرحوم مصنف در مسئله نهى از عبادت
٤- آنكه نهى بوصفى كه با عبادت يا جزء آن ملازم است تعلّق بگيرد همچون نهى از جهر بقرائت در موردى كه اخفات لازم است يا بالعكس نهى از اخفات در موردى كه جهر واجب است.
مختار مرحوم مصنّف در مسئله نهى از عبادت
مصنّف عليه الرّحمه مىفرمايند:
از نظر ما حقّ اينستكه نهى از عبادت مقتضى فساد مىباشد اعمّ از آنكه نهى از اصل عبادت بوده يا بجزء و يا شرط و يا وصف آن تعلّق بگيرد زيرا بين عبادتى كه مقصود از آن تقرّب الى اللّه و تحصيل رضايت او است و نهى از آنكه موجب بعد از درگاهش بوده و سخط و غصب حضرتش را بدنبال دارد تنافى و تمانع مىباشد فلذا مستحيل است كه بتوان با عملى كه مبعّد بوده تقرّب جست و با فعلى كه سبب غضب و سخط آن جناب مىباشد تحصيل رضايش را نمود و نيز ممكن نيست بعملى كه مشتمل است بر فعلى كه مبعّد و مبغوض است تحصيل تقرّب بحضرتش را نمود چنانچه صحيح نيست بواسطه عملى كه مقيّد است بوصفى كه سبب بُعد بنده از درگاه الهى است يا موصوف بآن مىباشد رضايت حقتعالى را جلب و بدرگاهش تقرّب پيدا نمود.
و پرواضح است مقصود از قرب و بُعد بمولى، قرب و بُعد معنوى مىباشد و ايندو شباهت به قرب و بُعد مكانى دارند، لذا همانطورى كه ممكن نيست بواسطه چيزى كه بدنبالش بُعد مكانى حاصل مىشود تقرّب مكانى پيدا نمود عينا مستحيل است بعملى كه در معنا موجب بُعد بوده تقرّب معنوى پيدا نمود.
و ما وقتى باين مقاله در نهى از جزء و شرط و وصف قائل شده و تعلّق نهى بهريك از اينها را موجب فساد فعل دانستيم اين گفتار نه بخاطر آنستكه نهى از آنها باصل عبادت سرايت مىكند و به تعبير ديگر:
نهى از جزء و شرط و وصف واسطه در ثبوت يا واسطه در عروض هستند چنانچه برخى از حضرات چنين پنداشتهاند و نيز نه بخاطر آنستكه جزء و شرط