بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٥ - كلمه«دلالت»
بين نهى از شيئ و صحّت آيا ممانعت و منافرت است يا اينطور نيست، البتّه بين ايندو تعبير فرقى نبوده و مفادّ هردو يكى است.
و بخاطر همين معنا ما اينمسئله را در قسم ملازمات عقليّه داخل نموديم.
بلى، برخى از حضرات مدّعى شدهاند كه بفرض ثبوت چنين ملازمهاى، ملازمه مزبور از نوع ملازمات بيّن بمعناى اخصّ است و با توجّه بآن لفظى كه بدلالت مطابقى بر نهى دلالت مىكند بدلالت التزامى بر فساد منهىعنه دالّ است و بدين ترتيب صحيح است كه از « دلالت » معنائى اعمّ از دلالت لفظيّه و عقليّه اراده نمود.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ما مىگوئيم:
اين ادّعاء و گفتار صحيح است و هيچ اشكالى ندارد كه دلالت را اعمّ از دلالت لفظيّه و عقليّه بدانيم و عنوان بحث را بدين ترتيب تعميم دهيم ولى نزاع با اينقائل نيز در ملازمه عقليّه قبل از فرض دلالت لفظيّه التزاميّه مىباشد پس بحث با وى نيز به بحث از اقتضاء عقلى برمىگردد از اينرو بايد بگوئيم:
اولى و بهتر اينستكه مراد از دلالت در عنوان بحث همان اقتضاء عقلى باشد چه آنكه اينمعنا با تمام اقوال و احتمالات سازش دارد على الخصوص كه بحث شامل هرنهيى بوده اگرچه از دليل لفظى استفاده نشود.
و عبارت در عنوان بحث را اگر بتعبيرى كه مرحوم صاحب كفايه آورده و فرموده:
اقتضاء النّهى الفساد، ايراد كنيم كلام و تعبير مستقيمتر و متينتر مىباشد چه آنكه ايشان كلمه دلالت را در اين تعبير به لفظ « اقتضاء » تبديل فرمودهاند ولى در عين حال ما عنوان بحث را بهمان بيان و عبارتى كه قدماء از اصوليّون ذكر كردهاند ايراد كرده تا بدين ترتيب متابعت ايشان را نموده و تعبيرمان را مطابق تعبير ايشان آورده باشيم.