بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦١ - صحت نماز در حال خروج از ملك غصبى
ترجمه:
صحّت نماز در حال خروج از ملك غصبى
و امّا كلام در ناحيه دوّم يعنى صحّت نماز در حال خروج، اين حكم مبتنى است بر اختيار نمودن يكى از اقوال مذكور در ناحيه دوّم، پس اگر قائل شويم كه خروج فقط بر صفت وجوب واقع مىشود ديگر مانعى نيست از اينكه بتوان نماز را در حال خروج بجاى آورد اعمّ از اينكه وقتش ضيق بوده يا وسيع باشد ولى بشرط آنكه اداء نماز مستلزم تصرّف زائدى بر حركات خروجيّه نبوده و بهمين مقدار اكتفاء شود چه آنكه تصرّف زائد مزبور در اينفرض حرام و مورد نهى است.
حال اگر فرض نموديم كه اداء نماز مستلزم تصرّف زائد است، مىگوئيم امر در اينفرض از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه وقت نماز ضيق بوده.
ب: آنكه وقت وسيع مىباشد.
پس اگر وقت ضيق باشد مىبايد مكلّف نماز را در حال خروج حتما بجاى آورد و قطعا نمازش صحيح است منتهى ملزم است كه بقدر واجب اقتصار و قناعت نمايد باين نماز كه بجاى ركوع و سجود لازم است ايماء و اشاره كرده و بدين ترتيب تصرّف در مكان غصبى را كاهش دهد.
و اگر وقت موسّع باشد و گنجايش آنرا دارد كه پس از خروج از ملك غصبى نماز در آن خوانده شود بر مكلّف واجب است كه تا بعد از خروج صبر نمايد و آنگاه نماز را بجاى آورد.
و اگر قائل شديم كه خروج بر صفت حرمت واقع مىشود در اينصورت نيز دو فرض پيش مىآيد:
الف: آنكه وقت نماز توسعه داشته.
ب: آنكه وقت ضيق باشد.
پس اگر وقت وسيع باشد بر مكلّف لازم است كه نماز را بعد از خروج از ملك غصبى بجاى آورد اعمّ از آنكه خواندن نماز مستلزم تصرّف زائدى بوده يا مستلزم آن نباشد.