بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٤٩ - حرمت خروج از مكان غصبى يا وجوب آن
مىگوئيم كه معنون بنفسه متعلّق خطاب نيست تا گفته شود:
تعلّق خطاب بچيزى كه تركش ممتنع است محال بوده اگرچه امتناع ترك از ناحيه سوء اختيار باشد.
بيان مراد
قوله: فهو قبل ان يدخل منهى الخ: ضمير « هو » به مكلّف راجع است.
قوله: لانّه كان متمكّنا من تركه: ضمير در « لانّه » به مكلّف راجع بوده و ضمير در « تركه » به خروج برمىگردد.
قوله: فانّه يقول به: ضمير در « فانّه » به من يقول راجع بوده و ضمير در « به » به عدم حرمت عود مىكند.
قوله: لانّه يجد انّ هذا المقدار الخ: ضمير در « لانّه » به من يقول عود مىكند.
قوله: سواء خرج الغاصب او بقى: امّا اگر خارج شود نفس خروجش چون تصرّف در ملك غير بوده لاجرم اين فعل از مصاديق غصب محسوب مىشود و امّا اگر باقى مانده و از ملك غير بيرون نيايد آن نيز فرد ديگرى از مصاديق تصرّف در ملك غير محسوب مىشود پس علىاىّحال وى اينمقدار از تصرّف در ملك غير را مىبايد مرتكب شود.
قوله: فيمتنع عليه تركه: ضمير در « عليه » به مكلّف و در « تركه » به خروج برمىگردد.
قوله: كيف يبقى على صفة الحرمة: ضمير در « تركه » به خروج برمىگردد.
قوله: و لكنّا نقول له: ضمير در « له » به « من يقول» راجع است.
قوله: فهو مخاطب من اوّل الامر الخ: ضمير « هو » به مكلّف راجع است.
قوله: انّه يمتنع تعلّق الخطاب الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
متن: و امّا (وجه الوجوب)- فقد قيل: انّ الخروج واجب نفسي باعتبار انّ الخروج معنون بعنوان التّخلّص عن الحرام، و التّخلّص عن الحرام في نفسه عنوان حسن عقلا و واجب شرعا. و قد نسب هذا الوجه الى الشّيخ الاعظم الانصاري-