بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩٢ - شرح در اطراف قيد مندوحه
محلّ بحث در جائى است كه در مقام امتثال مندوحه باشد و معناى مندوحه آنستكه:
مكلّف از امتثال و اطاعت امر متمكّن بوده و بدون اينكه مأموربهش منحصر در محلّ اجتماع باشد بر اتيان و آوردن مورد ديگر قدرت داشته باشد.
و بايد بگوئيم تمام كسانيكه مورد نزاع در اينمسئله را مقيّد كرده و فرمودهاند:
نزاع بين حضرات در جائى است كه جمع بين عنوانين بسوء اختيار مكلّف صورت گرفته باشد.
نظرشان بهمين قيد است يعنى قيد مندوحه را در محلّ بحث اعتبار كردهاند.
سرّ تقييد محلّ نزاع به قيد مندوحه
وجه اينكه حضرات موضع بحث و محلّ نزاع را به قيد مندوحه مقيّد كردهاند آنستكه:
اتّفاق است بين طرفين نزاع (يعنى قائلين بجواز اجتماع و آنانكه امتناعى هستند) كه در صورت عدم وجود مندوحه اجتماع امر و نهى جايز نيست و آن در موردى است كه امتثال و اطاعت امر منحصر باشد در مورد اجتماع و اين انحصار از روى سوء اختيار مكلّف نباشد.
و سرّ اين گفتار واضح و روشن است زيرا در موردى كه امتثال امر منحصر در اتيان مجمع العنوانين باشد مستحيل است كه هردو تكليف فعلى بوده و مولى امتثال هردو را بالفعل بخواهد چه آنكه اطاعت هردو با هم ممكن نيست زيرا مكلّف اگر مأموربه را امتثال كند نهى را عصيان كرده چنانچه اگر مأموربه را ترك كند از امر نافرمانى نموده است لاجرم بين امر و نهى تزاحم واقع مىشود.
بنابراين بسيار روشن و واضح است كه قيد مندوحه اعتبارش لازم و واجب است چه آنكه نزاع بين ارباب اصول در اينمسئله آنطور كه مرحوم صاحب كفايه