بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٨٥ - توضيح و شرح در اطراف بودن مسئله اجتماع امر و نهى از ملازمات عقليه غير مستقله
از تقرير و شرحى كه در اطراف محلّ نزاع بيان داشتيم ظاهر مىشود كه چگونه سزاوار است اينمسئله (مسئله اجتماع امر و نهى) را در سلك ملازمات عقليّه غير مستقلّه قرار دهيم چه آنكه معناى قائل شدن بامتناع اجتماع امر و نهى آنستكه صغراى كبراى عقليّهاى را كه حكم بامتناع اجتماع امر و نهى در شيئ واحد حقيقى مىكند منقّح و مشخّص نمائيم.
توضيح و شرح
وقتى مىگوئيم حكم از عنوان به معنون سرايت نموده و نيز تعدّد عنوان موجب تعدّد معنون نمىشود از نظر ما موضوع اجتماع امر و نهى در شيئ واحد منقّح شده لاجرم از راه قياس استثنائى اينطور بيان مىكنيم:
وقتى بواسطه سوء اختيار عنوان مأموربه و منهىعنه در شيئ واحد اجتماع نمودند در صورتيكه امر و نهى هردو فعلى باشند لازمهاش اينستكه امر و نهى در شيئ واحد اجتماع كرده باشند (اين قضيّه صغرى مىباشد).
البتّه مدرك و مستند اين ملازمه در صغرى سرايت حكم از عنوان به معنون مىباشد اگرچه تعدّد عنوان موجب تعدّد معنون نيست ناگفته نماند اين ملازمهاى كه در صغرى مىباشد در جائى است كه عنوان امر و نهى شرعا ثابت باشد.
سپس مىگوئيم:
ولى اجتماع امر و نهى در شيئ واحد قابل اجتماع نيستند.
( اين قضيّه كبرى مىباشد).
بايد توجّه داشت كه كبراى مذكور عقلى بوده و در غير اينمسئله باثبات رسيده است.
پس از آن مرحوم مصنّف مىفرمايند:
قياسى كه ذكر شد از قبيل قياس استثنائى بوده كه در آن نقيض تالى استثناء شده در نتيجه بواسطهاش نقيض مقدّم يعنى عدم بقاء امر و نهى بنحو فعليّت با هم ثابت مىشود.