بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٦٦ - شرح امكان ثبوتى ترتب
ايجاد مىكند كه آنرا انجام دهد و اين معنا در وقتى است كه اهمّ ترك گرديده و با چنين فرضى چگونه مىتوان گفت در مكلّف داعى بر جمع بين اهمّ و مهمّ در آن واحد وجود دارد با اينكه تصميم وى بر اتيان مهمّ بعد از انصرافش از انجام اهمّ و ترك آن مىباشد.
و بعبارت واضح و روشنتر:
جمع بين ضدّين اساسا تصوّرش ممكن نيست مگر آنكه دو مطلوب در يك عرض وجود داشته باشند بطورى كه اگر جمع بين ايندو ممكن مىبود هريك مطلوبى عليحدّه بحساب مىآمدند ولى در مورد ترتّب اگر بفرض محال جمع بين ضدّين امكان مىداشت مطلوب فقط اهمّ بوده و مهمّ در اينحال (يعنى در حال مطلوبيّت اهمّ) اصلا بر صفت مطلوبيّت و محبوبيّت واقع نمىشود زيرا بحسب فرض طلب آن مشروط است به ترك اهمّ از اينرو اگر مكلّف اهمّ را انجام دهد فعل مهمّ مطلوب نيست پس اجتماع دو مطلوب متضادّ در عرض هم اصلا لازم نمىآيد.
بيان مراد
قوله: و هو امكانه فى نفسه: ضمير در « امكانه » به ترتّب عود مىكند.
قوله: فبيانه: يعنى بيان الامكان.
قوله: لزوم المحال منه: ضمير در « منه » به ترتّب برمىگردد.
قوله: و هو فعليّة الامر الخ: ضمير « هو » به محال راجع است.
قوله: و شموله لصورتى فعل الاهمّ و تركه: ضمير در « شموله » به امر راجع است.
قوله: فعليّا على قوله: يعنى على قول القائل بالتّرتّب.
قوله: يوهم انّه راجع الى الضّدّين: ضمير در « انّه » به قيد « فى آن واحد» راجع است.
قوله: و ان لم يستلزم الجمع بينهما: ضمير در « لم يستلزم» به امر بالضّدّين عود مىكند.
قوله: لانّه فى حال انشغال المكلّف بامتثال الامر بالاهمّ الخ: ضمير در « لانّه »