بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥٧ - مناقشه مرحوم نائينى در فرموده محقق ثانى(ره)
ايجاد و جعل شود و نفس اين معنا مقتضى است متعلّقش مقدور بوده و مكلّف از اتيان آن متمكّن باشد زيرا جعل داعى نسبت بانجام چيزى كه ممتنع و غير مقدور است مستحيل مىباشد و از اين تقرير و بيان پى مىبريم باينكه قدرت در متعلّق امر اخذ شد بطوريكه از نفس خطاب مىتوان آنرا استفاده كرد باينمعنا وقتى خطاب مقتضى مقدور بودن متعلّقش براى مكلّف بود لاجرم توسعه دائره متعلّق بمقدار توسعه دائره قدرت بر آن مىباشد نه زيادتر و نه كمتر و به تعبير ديگر سعه و ضيق دائره متعلّق دائر مدار سعه و ضيق قدرت مىباشد، بنابراين امر متوجّه بطبيعت شامل فرد ممتنع الوجود نمىشود زيرا مطلوب طبيعت بملاحظه مقدور بودنش در خارج مىباشد و فرد غير مقدور از افراد متّصف بمقدور بودن خارج مىباشد.
بلى، اگر اعتبار و اشتراط قدرت بخاطر قبح تكليف عاجز باشد چون حاكم باعتبار در اينفرض عقل بوده نتيجتا مىبايد قدرت را شرط عقلى قرار دهيم و بدين ترتيب اعتبارش موجب تقييد متعلّق خطاب نمىشود زيرا بحسب فرض نفس خطاب مقتضى اعتبار قدرت نمىباشد لذا متعلّق امر طبيعت بما هى طبيعت بوده نه طبيعت بما هى مقدور اگرچه البتّه بمقتضاى حكم عقل مجبوريم وجوب را مقيّد بقدرت بنمائيم.
بنابراين فرض فرد مورد مزاحمت يكى از افراد طبيعت بما هى كه امر بآن بهمين اعتبار تعلّق گرفته مىباشد و اتيان بآن مىبايد موجب امتثال باشد.
البتّه تقرير و تحكيم آنچه را كه مرحوم استاد در اينمقام افاده فرموده محتاج به بحثى طولانى و اوسع از اينمقدار بوده كه ما فعلا در صدد آن نيستيم و طالبين مىتوانند جهت اطّلاع بيشتر به تقريرات درس ايشان كه تلامذه معظم له برشته تحرير درآوردهاند مراجعه كنند.
بيان مراد
قوله: لانّه يرى انّ المانع الخ: ضمير در « لانّه » به محقّق نائينى عود مىكند.
قوله: نفس شمول الامر المتعلّق بالطّبيعة له: ضمير در « له » به فرد راجع است.
قوله: يعنى انّه يرى انّ الطّبيعة: ضمير در « انّه » به محقّق نائينى برمىگردد.