بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥٠ - مقاله مرحوم مصنف در ارتباط با ثمره مذكور
احراز كرديم صرف همين محبوبيّت مجوّز آن است كه عمل مزبور را بقصد قربت بتوان آورد و بدين ترتيب فعل در خارج بصورت عبادت تحقّق مىيابد اگرچه امر فعلى بآن متوجّه نشده باشد چه آنكه قبلا در مبحث مقدّمه واجب گفتيم در عباديّت فعل همين مقدار كافى است كه ارتباط با مولى داشته باشد از اينرو پس از احراز اين ارتباط مىتوان آنرا بقصد تقرّب بمولى آورد مشروط باينكه از تعبّد بآن مانعى ممانعت نكند.
و كلامى كه در اينمقام از مرحوم صاحب جواهر بما رسيده بنظر صحيح نيست، ايشان فرمودهاند:
عباديّت عبادت موقوف است باينكه مكلّف فعل را بقصد امتثال امر بياورد.
بيان مراد
قوله: على وجود الامر الفعلى بها: ضمير در « بها » به عبادت راجع است.
قوله: لانّه قد تقدّم انّ الضّدّ العبادى: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: و مع عدم الامر به لا يقع عبادة: ضمير در « به » به ضدّ عبادى راجع است.
قوله: بل اذا احرزنا انّها محبوبة فى نفسها للمولى: ضمير در « انّها » به عبادت راجع است.
قوله: فانّه يصحّ التّقرّب بها اليه: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن » بوده و ضمير در « بها » به عبادت و در « اليه » به مولى عود مىكند.
قوله: و ان لم يأمر بها فعلا لمانع: ضمير در « لم يأمر» به مولى و در « بها » به عبادت راجع است.
قوله: لانّه كما اشرنا الى ذلك الخ: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: ارتباطه بالمولى و الاتيان به متقرّبا به: ضمائر مجرورى به فعل راجع هستند.
قوله: كما مال اليه صاحب الجواهر قدّس سرّه: ضمير در « اليه » به توقّف العباديّة على قصد الامتثال راجع است.