بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٤٣ - تصوير موارد ارجحيت واجب از ضد خود
واجب بر مندوب مقدّم است مانند اجتماع فريضه با نافله زيرا بنابر قول كسانى كه باقتضاء امر بالشّيئ نسبت به نهى از ضدّ قائلند در صورت حلول وقت فريضه اشتغال بنافله صحيح نيست و اساسا اگر بآن مبادرت ورزند فاسد و باطل واقع مىشود.
بلى، نوافل اوقات (نوافل راتبه) از اينحكم مستثنا هستند زيرا در خصوص وقت فريضه بآنها امر شده و اصلا زمان ايقاع آنها در چنين وقتى مىباشد همچون نوافل نماز ظهر و عصر كه در وقت ايندو مورد امر قرار گرفتهاند.
و بنابراين كسيكه نمازهاى قضاء بر عهدهاش مىباشد حقّ ندارد بخواندن هيچ نافلهاى مبادرت ورزد مشروط باينكه قائل شويم امر بالشّيئ مقتضى نهى از ضدّ مىباشد بخلاف آنوقتى كه باين رأى معتقد نباشيم چه آنكه عدم جواز خواندن نافله و فساد آن بنابراين رأى محتاج به دليل خاصّى مىباشد.
٢- آنكه ضدّ عبادى واجب باشد ولى اهميّتش نزد شارع از مأموربه كمتر باشد مانند مورد اجتماع انقاذ نفس محترمه از هلاكت با نماز واجب كه در اينفرض بدون ترديد انقاذ نفس بر خواندن نماز مقدّم است فلذا اگر مكلّف آنرا رها كرده و بنماز بايستد بنابر رأى كسانى كه امر بالشّيئ را مقتضى نهى از ضدّ مىدانند، نماز فاسد و باطل مىباشد.
٣- آنكه ضدّ عبادى همچون مأموربه واجب باشد ولى وقتش وسيع بوده در حاليكه زمان مأموربه مضيّق مىباشد كه در اينفرض بدون ترديد و شكّ مضيّق را بر موسّع مقدّم مىدارند اگرچه موسّع اهمّيّتش از آن بيشتر باشد.
و مثال آن اجتماع پرداختن دين فورى است با نمازى كه وقت آن موسّع است يا اجتماع ازاله نجاست از مسجد با خواندن نماز در توسعه وقت.
در ايندو مثال قضاء دين و ازاله نجاست بر نماز مقدّم مىباشند از اينرو بنابر عقيده كسانى كه امر بالشّيئ را مقتضى نهى از ضدّ مىدانند اگر مكلّف از پرداختن دين و ازاله نجاست روگردانده و بنماز بايستد، نمازش باطل و فاسد مىباشد.
٤- آنكه ضدّ عبادى همچون مأموربه واجب باشد ولى از سنخ واجب مخيّر بوده در حاليكه مأموربه واجب معيّن باشد.
بدون شكّ و ترديد معيّن بر مخيّر مقدّم است اگرچه مخيّر اهميّتش بيشتر از