بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٠٧ - مناقشه مرحوم مصنف در جواب مذكور
ترجمه:
تأييد و شاهد
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
مؤيّد آنچه ذكر نموديم اخبارى است كه دلالت دارند بر ثبوت ثواب بر بعضى از مقدّمات و هيچ احتياج و نيازى بتأويلى كه قبلا در امر سوّم ذكر نموديم نداريم، تأويل مذكور اين بود كه گفتيم:
ثواب بر ذو المقدّمه باعتبار اينكه مقدّمه در تحمّل مشقّت بر نيل به ذو المقدّمه دخالت دارد توزيع مىگردد، پس ثواب اوّلا و بالذّات بر واجب بوده و ثانيا و بالعرض بر مقدّمه مترتّب مىگردد.
اين تأويل مبتنى است بر فرض ثبوت امر غيرى و اينكه عبادت بودن مقدّمه و استحقاق ثواب بر آن ناشى نشوند مگر از ناحيه امر غيرى مزبور چه آنكه مشهور و معروف بين حضرات چنين است.
و بهرتقدير وقتى فرض مذكور ثابت و مسلّم تلقّى شد بناچار مىبايد بتأويل مذكور قائل گرديم زيرا براى فرار از اشكال تحقّق يافتن عبادت از ناحيه امر غيرى و ترتّب ثواب بر واجب غيرى الزاما باين بيان بايد متوسّل شويم كه ثواب در واقع بر واجب مترتّب بوده منتهى چون مقدّمه و انجام آن باعث حمازت و تحمّل مشقّت مىگردد لاجرم مقدارى از ثواب ياد شده بر مقدّمه نيز بار مىگردد ولى بايد توجّه داشت با تقريرى كه در اينمقام بيان نموديم و شرح آن گذشت هيچ نيازى باين تأويل نبوده و بدون توسّل بآن مطلب روشن و واضح مىباشد على الخصوص كه بيان مذكور مؤيّد است باخبار ياد شده.
اشكال
واضح و روشن است كه امر صرفا مكلّف را به متعلّق خود دعوت مىكند با توجّه باين نكته مىگوئيم:
امر متوجّه به ذو المقدّمه تنها مكلّف را بآن دعوت نموده و در بعث و برانگيختن شخص بانجام مقدّمه بتنهائى كافى نيست زيرا همانطوريكه گفتيم امر مكلّف را به متعلّق خود دعوت مىكند نه غير آن و فرض كلام در موردى است كه