بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٠٤ - مناقشه مرحوم مصنف در جواب مذكور
مولى بوده و ما آنرا بمنظور تقرّب به درگاه الهى بياوريم منتهى عبادت بودن فعل توقيفى است باينمعنا كه بايد شارع در انجام آن راضى و خشنود باشد پس تا مادامى كه رضايت مولى نسبت بفعلى و نيز حسن انقياد و همچنين قصد وجه اللّه بآن ثابت نشده باشد صحيح نيست آنرا بعنوان عبادت بياوريم بلكه بفرض عدم ثبوت امور مزبور قصد عبادت كردن موجب تشريع بوده كه آن عملى است حرام.
البتّه معلوم باشد كه عباديّت عمل موقوف بآن نيست كه امر فعلى مولى بنفس آن تعلّق گرفته باشد.
و لذا فرمودهاند:
در عباديّت عبادت همين مقدار كه حسن ذاتى و محبوبيّت نفسيّهاش ثابت باشد كفايت مىكند بطورى كه با وجود مانع از توجّه امر فعلى بآن باز عمل مزبور عبادت محسوب مىشود.
سپس مىفرمايد:
وقتى اينمعنا ثابت شد اينك در تصحيح عباديت طهارات سهگانه مىگوئيم:
نفس انجام مقدّمه بتنهائى شروع در امتثال ذو المقدّمهاى كه در مورد بحث عبادت فرض شده بحساب مىآيد لاجرم فى نفسه مأموربه مىباشد از اينرو اتيان بآن امتثال امر نفسى متعلّق به ذو المقدّمه عبادى تلقّى مىگردد و همانطورى كه قبلا گفتيم در عباديّت فعل همين مقدار كافى است كه آن مرتبط بمولى بوده و مكلّف بقصد تقرّب الى اللّه انجامش دهد و از طرف ديگر مانعى از تعبّد بآن در بين نباشد و شكّى نيست در اينكه قصد شروع بامتثال امر نفسى و انجام مقدّمات آن به نيّت وصول و دستيابى به واجب نفسى عبادى طاعت شمرده شده و انقياد مولى بحساب مىآيد و همين تقرير در تصحيح عباديّت مقدّمه كافى بوده اگرچه بوجوب غيرى آن قائل نبوده و اساسا نيازى به فرض طاعت از امر غيرى نداشته باشيم و بهرتقدير پس از واضح شدن اين معنا ديگر مىتوان عباديّت هرمقدّمهاى را تصحيح كرده و بر انجام آن ثواب را مترتّب دانست اگرچه در آن اتيان بر وجه عبادت اعتبار نشده و فى حدّ نفسه و ذاتا مقدّمه اتيان شده در زمره عبادات داخل نباشد نظير آب كشيدن جامه