إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٩ - «نقد و بررسى كلام صاحب فصول رحمه الله»
كيف؟ و قد عرفت في باب المشتقّ مباينة المصدر و سائر المشتقّات بحسب المعنى، فكيف بمعناه يكون مادّة لها؟ فعليه يمكن دعوى اعتبار المرّة أو التّكرار في مادّتها، كما لا يخفى(١).
سكّاكى، نسبت به مجموع مادّه و هيئت مصدر است، مصدر- ضرب- داراى مادّه و هيئتى هست كه از آن به صيغه، تعبير مىشود و مادّه آن «ضاد، راء و باء» است و هيئت آن «فعل» مىباشد، «ممكن» است «ضاد، راء و باء» دلالت بر مرّه و تكرار بكند امّا وقتى هيئت مصدرى- هيئت فعل- پيدا كرد، دلالت بر مرّه و تكرار از آن سلب شود و در نتيجه، ادّعاى اتّفاق سكّاكى، صحيح است- درحالىكه در مادّه افعل هم مرّه و تكرار بوده.
نتيجه: اگر مصدر، دلالت بر مرّه و تكرار نكند، دليل برآن نيست كه نزاع اصوليّين، مربوط به هيئت است نه مادّه افعل.
(١)- مصنّف رحمه اللّه شاهد خوبى اقامه نمودهاند كه: مصدر، مادّه مشتقّات نيست.
توضيح ذلك: در بحث مشتق گفتيم بين «ضرب» و «ضارب» فرقى هست كه:
ضرب، داراى معنائى هست كه آبى از حمل بر ذات است و نمىتوان گفت: «زيد ضرب» امّا ضارب- مشتق- داراى معنائى هست كه قابل تطبيق و حمل بر ذات هست و مىتوان گفت: «زيد ضارب» يعنى زيد، همان ضارب است و ضارب، همان زيد است يعنى بين آن دو، اتّحاد و هو هويّت هست به خلاف «زيد ضرب» پس بين ضرب و ضارب، تباين معنوى برقرار است. «الضّرب لا يكون قابلا للحمل و الضّارب يكون قابلا للحمل».
از بحثى كه در باب مشتق داشتيم اكنون نتيجه مىگيريم: چگونه مىتوان گفت «ضرب» بهمعناى مصدرى مادّه ضارب باشد؟
«ضرب» از نظر معنا با ضارب، مباينت دارد، مباينى چگونه مىتواند «مادّه» براى مباينى قرار گيرد «ضرب» كه از نظر معنا، آبى از حمل است و امكان اتّحاد با ذات ندارد،