إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٨ - «نقد و بررسى كلام صاحب فصول رحمه الله»
سكّاكى، ادعاى اتّفاق- اجماع اهل ادب- كرده كه: مصدر اگر مجرّد از لام و تنوين باشد، مفادش فقط ماهيّت و طبيعت است- دلالتى بر مرّه و تكرار ندارد.
معناى «ضرب» طبيعت الضّرب و معناى «قصد» طبيعت القصد مىباشد.
سپس صاحب فصول، ادّعاى اتّفاق سكّاكى را قرينه قرار داده كه اختلاف اصوليين در باب مرّه و تكرار، مربوط به مادّه افعل نيست زيرا مادّه افعل، همان مصدر است- كه سكّاكى در آن، ادّعاى اتّفاق كرده كه مفاد مصدر مجرّد از لام و تنوين فقط ماهيّت و طبيعت است- در نتيجه، نزاع اصوليّين در باب مرّه و تكرار فقط مربوط به هيئت افعل هست و هيچ ارتباطى به مادّه ندارد.
ردّ كلام صاحب فصول رحمه اللّه: سكّاكى، نسبت به مصدر، ادّعاى اتّفاق كرده كه مفاد «مصدر» مجرد از لام و تنوين فقط ماهيّت و طبيعت است و دلالتى بر مرّه و تكرار ندارد.
ادّعاى او ارتباطى به مادّه افعل ندارد زيرا مصدر كه مادّه مشتقّات نيست. مادّه افعل، غير از مصدر است مصدر هم خودش مادّه و هيئتى دارد كه به مجموع آن دو. مصدر گفته مىشود.
همانطور كه «ضرب» داراى مادّه و هيئت هست- كه به مجموع آن دو، صيغه ماضى گفته مىشود- «ضرب» هم مستقلا داراى مادّه و هيئتى هست، همانطور كه اسم فاعل و اسم مفعول، داراى مادّه و هيئت هستند مصدر هم داراى هيئت و مادّه مىباشد منتها بين آنها يك مادّه مشترك هست كه آن مادّه در مصدر هم موجود است. حال اگر فردى مانند سكّاكى، اتّفاق و اجماعى را نسبت به مصدر ادّعا نمايد كه: مصدر فقط دلالت بر طبيعت و ماهيّت مىكند- نه مرّه و تكرار- اين دليل و قرينهاى بر اين نيست كه مادّه افعل- كه با مادّه مصدر، مشترك است- هم دلالت بر مرّه و تكرار ندارد به عبارت ديگر ادّعاى اتّفاق