إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٦ - مبحث هشتم«مره و تكرار»
المبحث الثّامن: الحقّ أنّ صيغة الأمر مطلقا، لا دلالة لها على المرّة و لا التّكرار، فإنّ المنصرف عنها، ليس إلا طلب إيجاد الطّبيعة المأمور بها، فلا دلالة لها على أحدهما، لا بهيئتها و لا بمادّتها، و [امّا] الاكتفاء بالمرّة، فإنّما هو لحصول الامتثال بها في الأمر بالطّبيعة، كما لا يخفى(١).
مختار مصنّف: وقوع صيغه امر، عقيب حظر مسلّم يا متوهّم، اثرش اين است كه ظهور اوّليّه صيغه افعل هم از بين مىرود و حالت ظاهر بودن به حالت اجمال كشيده مىشود- مانند مشتركى كه مجمل است، مانند ساير الفاظ مجمل كه بايد قرائن شخصيّه باشد تا مراد را بيان كند.
مبحث هشتم «مرّه و تكرار»
(١)- سؤال: آيا هيئت امر- يا مادّه آن- دلالت بر مرّه يا تكرار مىكند يا نه؟ مثلا وقتى كسى مىگويد: «اضرب»، كأنّ گفته است: «اضرب مرّة» يا اينكه معناى آن جمله «اضرب مكرّرا» مىباشد؟
إيضاح الكفاية ؛ ج٢ ؛ ص٧٦
اب: نه هيئت امر و نه مادّه آن- هيچكدام- دلالت بر مرّه يا تكرار نمىكنند زيرا آنچه كه از صيغه امر به ذهن انسان، متبادر مىشود، فقط طلب ايجاد طبيعت است.
بيان ذلك: صيغه امر، مانند «اضرب» داراى هيئت و مادّهاى هست. امّا مادّه «اضرب» عبارت از «ضاد، راء و باء» مىباشد كه دلالت بر مرّه يا تكرار نمىكند بلكه معناى مادّه، عبارت از طبيعت الضّرب هست و امّا در مورد هيئت افعل- و اضرب- هم بيان كردهايم كه دلالت بر انشاء طلب و طلب انشائى مىكند يعنى همان طبيعت بهوسيله هيئت افعل، مقصود مولا به طلب انشائى قرار مىگيرد پس معناى «اضرب» عبارت است