إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨١ - فصل هفتم آيا اوامر و نواهى به طبايع، متعلق است يا افراد
«أَقِيمُوا الصَّلاةَ»*، مطلوب او ايجاد طبيعت و ماهيّتى هست كه ناهى از فحشا و منكر است امّا آن طبيعت، همراه خصوصيّات- زمانى، مكانى و امثال آن دو- هست كه دخالتى در «نهى از فحشا» و «معراجيّت» ندارد لذا وجهى ندارد كه آن خصوصيّات در دائره طلب باشد و در مطلوب مولا مدخليّت داشته باشد.
خلاصه: مطلوب آمر، اعمّ از آمر شرعى، عرفى و عقلائى، همان ايجاد طبيعت است كه در ضمن تمام افراد به نحو وسيع، تحقّق دارد.
قوله: «كما هو الحال فى القضيّة الطبيعيّة فى غير الاحكام بل فى المحصورة ....»
باب اوامر و نواهى مانند قضاياى طبيعيّه هست يعنى: موضوع قضاياى طبيعيّه- در غير باب احكام شرعيّه- وجود و نفس طبيعت مىباشد و خصوصيّات مصاديق، هيچگونه مدخليّتى در آن ندارد.
بلكه در قضاياى محصوره- مانند كل انسان ضاحك يا كل انسان متعجّب- درعينحال كه ظاهر كلمه «كل» اين است كه نظر بر افراد دارد لكن تحقيق مطلب، اين