إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٥ - بيان ثمره سوم
صحيح نيست زيرا نفعى براى مستأجر ندارد و نسبت به دهنده پول، يك عمل عقلائى محسوب نمىشود امّا مثلا اگر همان معامله و عقد اجاره را با فرزند خود منعقد كند كه فلان مبلغ بگيرد و روزانه نماز خود را بخواند و در نتيجه نسبت به اتيان صلات، اعتياد پيدا كند، صحيح و نفعى هم براى پدر، متصوّر است زيرا او علاقه دارد فرزندش متديّن باشد، خلاصه اينكه نبايد معامله، سفهى باشد.
نحوه حلّ اشكال در اخذ اجرت بر واجبات: اين مسئله از مشكلات فقه است و درباره آن، نظرات و راهحلهاى مختلفى بيان شده.
نظر مصنّف: ايشان مشكله را از طريق داعى بر داعى حل نمودهاند، فرضا كسى كه اجير شده براى فلان ميّت، يك سال نماز بخواند، او به اين كيفيّت عمل مىنمايد كه: نماز را به قصد قربت مىخواند امّا صلات با قصد قربت را به تحريك و انگيزه پول انجام مىدهد به عبارت ديگر، اخذ اجرت در عرض قصد قربت نيست به نحوى كه او هنگامى كه نماز استيجارى مىخواند، توجّهى به قصد قربت داشته باشد و نگاهى به آن وجه- پول- مأخوذه نمايد، بلكه مسأله اخذ اجرت و قصد قربت در طول يكديگر هستند يعنى نماز را با قصد قربت مىخواند و نماز با قصد قربت را به داعى اجرت انجام مىدهد و در نتيجه، لطمهاى به آن عبادت، وارد نمىشود.
اگر بنا باشد عملى كه به نحو مذكور اتيان مىشود، باعث ضربهاى به عبادت شود، نتيجهاش اين است كه عبادات ما باطل باشد زيرا مردم، عبادات را «خوفا من النّار و طمعا فى الجنّة» انجام مىدهند، عبادات ما به خاطر همان مزايائى هست كه مربوط به خودمان مىباشد، شما اين مسئله را چگونه با قصد قربت جمع و حل مىكنيد؟
جمعش به اين است كه مكلّف، نماز را به قصد قربت مىخواند امّا صلات با قصد قربت را براى طمع در بهشت و خوف از دوزخ، اتيان مىكند.