إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٠ - «نقد و بررسى كلام شيخ اعظم»
را استكشاف مىنمائيم.
توضيح ذلك: همانطور كه «وضع» حروف، عام و «موضوع له» آنها خاص است در باب هيئت هم وضع، عام و موضوع له خاص هست يعنى:
واضع، هيئت امر را براى مفهوم طلب- كلّى طلب- وضع ننموده بلكه كلّى طلب را در نظر گرفته امّا هيئت امر را براى جزئيات، مصاديق و افراد طلب وضع كرده و جزئى، اطلاق ندارد تا اينكه قابل تقييد باشد، اطلاق و تقييد از شئون كلّيّات است، جزئى كه عبارت از يك مصداق خارجى و ذهنى است قابل تضييق و توسعه نيست.
بديهى است كه در مثال «اعتق رقبة» مىتوانيد رقبه را مقيّد به ايمان نمائيد امّا در مثال «اكرم زيدا» نمىتوان زيدى را كه يك مصداق خارجى هست مقيّد نمود.
خلاصه: چگونه مىتوان از اطلاق هيئت، نفسيّت را استكشاف نمود؟
مرحوم شيخ، استدراكى نمودهاند كه عمده تكيه كلامشان هم همين است كه:
اگر موضوع له هيئت را مفهوم طلب بدانيم در اين صورت هيئت، قابليّت تقييد دارد، مسأله اطلاق هيئت و استكشاف نفسيّت هيئت از طريق اطلاق هيئت، مطرح مىشود امّا اين مطلب با واقعيّت، فاصله فراوانى دارد «... لكنّه بمراحل من الواقع.»
سؤال: چرا نمىتوان گفت هيئت امر براى مفهوم طلب وضع شده؟
جواب: پاسخ سؤال را همراه با مثالى بيان مىكنيم كه: مولا فرموده است