إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٦ - مقدمه متقدمه، مقارنه و متأخره
راه حلّ اشكال چنين است:
قبلا به ذكر مقدّمهاى مىپردازيم: اتّصاف اشيا به حسن يا قبح، خارج از اين سه حالت نيست كه:
الف: گاهى شىء «علّت تامّه» براى حسن يا قبح مىباشد و با عروض عناوين و حالات مختلف، تغيير نمىكند مانند حسن عدالت و قبح ظلم. مثلا عدالت از هركسى و در هر حالى، سر بزند حسن است خواه از كافر باشد يا مؤمن و ....
ب: گاهى شىء «مقتضى» براى حسن يا قبح است- مانند صدق يا كذب- و ممكن است با عروض حالات و عناوين متفاوت، تغيير پيدا كند. مثلا اگر كذبى باعث نجات يك مؤمن از شرّ ظالمى گردد در اين صورت، قبيح نيست و همچنين اگر كلام صدقى موجب هلاكت يا گرفتارى مؤمنى شود در اين صورت، آن صدق، حسنى ندارد بلكه لازم است آن مؤمن را از هلاكت، نجات داد.
ج: ممكن است شىء نه علّت تامّه براى «حسن يا قبح» باشد و نه مقتضى آن دو، بلكه اتّصاف آن شىء به حسن يا قبح با وجوه و اعتبارات مختلف، تفاوت كند.
مثال: راه رفتن فى نفسه اتّصاف به حسن يا قبح ندارد امّا اگر به قصد فعل راجحى مانند قضاى حاجت يا تشييع جنازه مؤمنى صورت گيرد، حسن است و چنانچه به قصد فعل مرجوحى مانند قتل نفس محترم يا سرقت، انجام شود، قبيح است پس حسن و قبح اشيا بالوجوه و الاعتبارات است و آن وجوه، ناشى از اضافات و نسبتها مىباشد مثلا «ضرب» بهعنوان «تعذيب» قبيح و حرام است امّا بهعنوان «تأديب» حسن است- در حدّ مجاز.