إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٠ - آيا«اجزا» عنوان مقدميت دارند يا نه؟
و كون الأجزاء الخارجيّة كالهيولى و الصّورة، هي الماهيّة المأخوذة بشرط، لا ينافى ذلك، فإنّه إنّما يكون في مقام الفرق بين نفس الأجزاء الخارجيّة و التّحليليّة، من الجنس و الفصل، و أنّ الماهيّة إذا أخذت بشرط لا تكون هيولى أو صورة، و إذا أخذت لا بشرط تكون جنسا أو فصلا، لا بالإضافة إلى المركّب، فافهم(١).
«لا بشرطى» و «بشرط شىء» كفايت مىكند.
نتيجه: ركوع، بدون لحاظ اجتماع و انضمام با سائر شرائط، داراى عنوان جزئيّت و مقدّميّت هست امّا به لحاظ اجتماع با سائر شرائط، عنوان جزئيّت ندارد بلكه داراى عنوان كلّيّت هست.
از بيان مصنّف رحمه اللّه يك قاعده كلّيّه در باب جزئيّت و كلّيّت مشخص مىشود كه: اگر شىء بهعنوان «جزء» بنا باشد اعتبار شود، بايد آن شىء را بدون قيد و شرط، اخذ كنند تا انضمام و اجتماع در آن پياده نشود. «كما لا بدّ فى اعتبار الكلّية من اعتبار اشتراط الاجتماع.»
(١)- از اينكه ملاك جزئيّت را «لا بشرطى» ذكر كرديم اشكالى توليد شده كه:
مقدمه: اهل معقول، مطلبى دارند كه در بحث مشتق هم به آن اشاره كرديم كه:
ماهيّت از نظر «اجزا» داراى دو قسم و دو نحو «جزء» هست: الف: اجزاى تحليليّه عقليه، به نام جنس و فصل. ب: اجزاى واقعيّه خارجيّه به نام هيولا و صورت.
مثلا براى ماهيّت انسان، دو قسم جزء به نام جنس و فصل- حيوان و ناطق- تصوّر مىشود كه از اجزاى تحليليّه عقليه هستند زيرا عقل با تجزيه، تحليل و دقّت، ماهيّت انسان را به دو جزء، تقسيم مىكند كه يك جزئش بين انسان و سائر حيوانات، مشترك است و جزء ديگرش مختصّ به انسان هست.
قسم ديگر از اجزاى انسان: اجزاى خارجيّه به نام هيولا و صورت هست كه فرضا از آن به جسم و روح، تعبير مىكنيم.
اهل معقول گفتهاند: اجزاى تحليليّه عقليّه، عنوان «لا بشرطى» دارند- كه مورد قبول