إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٠ - «يك فرع اصولى»
اشكال: در بحث قبل- اجزا يا عدم اجزا اتيان مأمور به به امر اضطرارى از اتيان مأمور به به امر واقعى اوّلى- گفتيد: مقتضاى اصل، برائت از وجوب اعاده است، پس چرا در بحث فعلى فرموديد: چارهاى غير از رجوع به اصالت الاشتغال و لزوم اعاده، نداريم؟
جواب: در بحث قبلى شك در اصل تكليف داشتيم- شك در اينكه آيا تكليفى نسبت به صلات مع الوضوء داريم يا نه- لذا مانند سائر شبهات وجوبيّه مىتوانستيم به اصل برائت، رجوع نمائيم.
به عبارت ديگر: در مورد مأمور به به امر اضطرارى، آن نمازى را كه مكلّف در حال فقدان ماء با تيمّم خوانده، واقعا مأمور به بوده و هيچ ترديدى نيست كه تا زمانى كه واجد الماء نشده وظيفهاش همان نماز بوده بنابراين، عملى كه در خارج واقع شده، وظيفه واقعى مكلّف بوده- منتها واقعى ثانوى- امّا يك ساعت به غروب مانده كه واجد الماء شده، شك مىكند كه آيا تكليف ثانوى، نسبت به صلات مع الوضوء دارد يا نه، همانطور كه در سائر شبهات وجوبيّه، اصل برائت جارى مىشود در فرض مذكور هم مكلّف، اصل برائت جارى نموده و مىگويد تكليف واقعى، نسبت به صلات مع الوضوء ندارم- اعاده لازم نيست.
بديهى است كه در اوامر ظاهريّه هم بنا بر اينكه حجّيّت امارات از باب سببيّت باشد بعد از كشف خلاف، اصالت عدم فعليّت تكليف جارى مىشود.