تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤
هم پيچيد.
***
سرانجام، در آخرين آيه، براى اين كه هشدار محكمى به تمام كسانى كه در همان مسير و خط حركت مىكنند بدهد، مىفرمايد: «و خداوند هرگز از فرجام اين كار بيمى ندارد» «وَ لا يَخافُ عُقْباها».
بسيارند حاكمانى كه قدرت بر مجازات دارند، ولى پيوسته از پى آمدهاى آن بيمناكند، و از واكنشها و عكس العملها ترسان، و به همين دليل، از قدرت خود استفاده نمىكنند، و يا به تعبير صحيحتر، قدرت آنان آميخته با ضعف و ناتوانى، و علمشان آميخته با جهل است؛ چرا كه مىترسند توانائى بر مقابله با پى آمدهاى آن نداشته باشند.
ولى، خداوند قادر متعال كه علمش احاطه به همه اين امور و عواقب و آثار آنها دارد، و قدرتش براى مقابله با پيامدهاى حوادث با هيچ ضعفى آميخته نيست، بيمى از عواقب اين امور ندارد، و به همين دليل، با نهايت قدرت و قاطعيت، آنچه را كه اراده كرده است، انجام مىدهد.
طغيانگران نيز بايد حساب كار خود را برسند و از اين كه به خاطر اعمالشان مشمول خشم و غضب الهى گردند، خود را بر حذر دارند.
«عُقْبى» به معنى پايان، نهايت و فرجام كار است و ضمير در «عُقْباها» به «دَمْدَمَه» و «هلاكت» باز مىگردد.
***
نكتهها:
١- خلاصه سرگذشت قوم ثمود
قوم «ثمود» چنان كه گفتيم، در سرزمينى ميان «مدينه» و «شام» (به نام وادى