تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤
يا به شتران حاجيان كه از سرزمين «عرفات» به «مشعر الحرام» و از «مشعر» نفس زنان به سوى «منى» حركت مىكنند، سوگند.
«عاديات» جمع «عادية» از ماده «عَدْو» (بر وزن صبر) در اصل، به معنى گذشتن و جدا شدن است، خواه قلباً بوده باشد، كه آن را «عداوت» گويند، و يا در حركت خارجى، كه آن را «عدو» (دويدن) مىخوانند، و گاه در معاملات، كه آن را «عدوان» مىنامند، و در اينجا منظور همان دويدن با سرعت است.
«ضبح» (بر وزن مدح) به معنى صداى نفسهاى تند و سريع اسب است، كه هنگام دويدن از او به گوش مىرسد.
همان گونه كه در بالا اشاره كرديم، در تفسير اين آيه، دو نظر وجود دارد:
نخست اين كه: منظور سوگند به اسبهائى است كه با سرعت به سوى ميدان جهاد پيش مىروند، و از آنجا كه جهاد امر مقدسى است، اين حيوانات نيز در اين مسير مقدس، آن چنان ارزش پيدا مىكنند كه شايسته است سوگند به آنها ياد شود.
تفسير ديگر: سوگند به شترانى است كه در فريضه بزرگ «حج»، در ميان مواقف و اماكن مقدس به سرعت حركت مىكنند، و به همين دليل داراى قداستى هستند، شايسته سوگند.
در حديثى از «ابن عباس» نقل شده كه مىگويد: «در حجر اسماعيل در كنار خانه كعبه بودم، مردى آمد درباره آيه «وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً» از من سؤال كرد، من گفتم: منظور اسبانى است كه در راه جهاد حمله مىكنند، و شبانگاه به محل استراحت بازمىگردند، و سربازانى كه آتش روشن مىكنند و براى خود غذا درست مىكنند».
آن مرد از من دور شد و به سراغ على بن ابيطالب عليه السلام رفت،- كه در كنار