تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
چه مىدانى آن حادثه سخت و كوبنده چيست؟ روشن مىشود: اين حادثه كوبنده به قدرى عظيم است، كه ابعادش به فكر هيچ كس نمىرسد.
بسيارى از مفسران گفتهاند: «قارعة» يكى از نامهاى قيامت است، ولى درست روشن نساختهاند كه:
آيا اين تعبير اشاره به مقدمات قيامت مىباشد؟ كه عالم دنيا درهم كوبيده مىشود، خورشيد و ماه تاريك مىگردد، و درياها برافروخته مىشود، اگر چنين باشد، انتخاب نام «قارعة» براى اين حادثه دليلش روشن است.
و يا اين كه: منظور مرحله دوم، يعنى مرحله زنده شدن مردگان، و طرح نوين در عالم هستى است، و تعبير به «كوبنده» به خاطر آن است كه، وحشت و خوف و ترس آن روز، دلها را مىكوبد.
آياتى كه بعد از آن آمده، بعضى تناسب با حادثه تخريب جهان دارد، و بعضى متناسب با زنده شدن مردگان، ولى روى هم رفته، احتمال اول مناسبتر به نظر مىرسد، هر چند در اين آيات، هر دو حادثه پشت سر يكديگر ذكر شده است (مانند بسيارى ديگر از آيات قرآن كه از قيامت خبر مىدهد).
***
آن گاه، در توصيف آن روز عجيب مىگويد: «همان روزى كه مردم مانند پروانههاى پراكنده، حيران و سرگردان به هر سو مىروند» «يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ».
«فَراش» جمع «فراشة» بسيارى آن را به معنى «پروانه» مىدانند و بعضى نيز آن را به معنى «ملخ» تفسير كردهاند، و ظاهراً اين معنى از آيه ٧ سوره «قمر» كه مردم را در آن روز به ملخهاى پراكنده تشبيه مىكند گرفته شده: «كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُّنْتَشِرٌ» و گرنه معنى لغوى آن همان «پروانه» است.