تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤
موضوعات مهم ياد مىشود، به همين دليل، اين سوگندها فكر و انديشه انسان را به كار مىاندازد، تا درباره اين موضوعات مهم عالم خلقت بينديشد، و از آنها راهى به سوى خدا بگشايد.
«خورشيد» مهمترين و سازندهترين نقش را در زندگى انسان و تمام موجودات زنده زمينى دارد؛ زيرا علاوه بر اين كه منبع «نور» و «حرارت» است، و اين دو، از عوامل اصلى زندگى انسان به شمار مىروند، منابع ديگر حياتى نيز از آن مايه مىگيرند، وزش بادها، نزول بارانها، پرورش گياهان، حركت رودخانهها و آبشارها، و حتى پديد آمدن منابع انرژىزا، همچون نفت و زغال سنگ، هر كدام اگر درست دقت كنيم به صورتى با نور آفتاب ارتباط دارد، به طورى كه اگر روزى اين چراغ حياتبخش خاموش گردد، تاريكى و سكوت و مرگ همه جا را فرا خواهد گرفت.
«ضُحى» در اصل به معنى گسترش نور آفتاب است، و اين در هنگامى است كه خورشيد از افق بالا بيايد و نور آن همه جا را فرا گيرد، سپس به آن موقع از روز نيز «ضُحى» اطلاق شده است.
تكيه بر خصوص «ضُحى» به خاطر اهميت آن است؛ چرا كه موقع سلطه نور آفتاب بر زمين است.
***
آن گاه، به سومين سوگند پرداخته، مىگويد: «قسم به ماه در آن هنگام كه پشت سر خورشيد در آيد» «وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها».
اين تعبير- چنان كه جمعى از مفسران نيز گفتهاند:- در حقيقت اشاره به ماه در موقع «بدر كامل» يعنى «شب چهارده» است؛ زيرا ماه در شب چهاردهم، تقريباً مقارن غروب آفتاب سر از افق مشرق بر مىدارد، و چهره پر فروغ خود را