تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤
پروردگار، مبارزه با هواى نفس، و همچنين تقويت اصل محبت و رحمت، نبايد به صورت فردى در جامعه باشد، بلكه بايد به صورت يك جريان عمومى در كل جامعه درآيد، و همه افراد يكديگر را به رعايت و حفظ اين «اصول» توصيه كنند، تا از اين طريق پيوندهاى اجتماعى نيز محكمتر شود.
بعضى گفتهاند: «صبر» در اينجا اشاره به شكيبائى در اطاعت فرمان خدا و اهتمام به اوامر او است، و «مرحمت» اشاره به محبت نسبت به خلق خدا است، و مىدانيم اساس دين را ارتباط با «خالق» و «خلق» تشكيل مىدهد، و به هر حال، صبر و استقامت ريشه اصلى هر گونه اطاعت و بندگى و ترك گناه و عصيان است.
***
و در پايان اين اوصاف، مقام صاحبان آن را چنين بيان مىكند: «آنها اصحاب اليمين هستند» «أُولئِكَ أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ».
و نامه اعمالشان به نشانه مقبول بودن در درگاه پروردگار، به دست راستشان داده مىشود.
اين احتمال نيز داده شده: «مَيْمَنَة» از ماده «يمن» و بركت است، يعنى آنها صاحبان بركتند كه وجودشان هم براى خودشان بركت دارد، و هم براى جامعه.
***
آن گاه به نقطه مقابل اين گروه، يعنى آنها كه نتوانستند از اين گردنه صعب العبور بگذرند، پرداخته، مىفرمايد: «كسانى كه به آيات ما كافر شدند افرادى شوم هستند كه نامه اعمالشان به دست چپشان داده مىشود» «وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ».
و اين نشانه آن است كه دستشان از حسنات تهى، و نامه اعمالشان از سيئات