تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١
فرستاده شده بود، كه يكى از ويژگىهاى آن طبق روايت مشهور اين بود كه: شتر مزبور از دل صخرهاى از كوه برآمد تا معجزه گويائى در برابر منكران لجوج باشد.
از آيات ديگر قرآن به خوبى استفاده مىشود: حضرت صالح عليه السلام به آنها خبر داد كه آب آشاميدنى قريه بايد ميان آنها و ناقه تقسيم شود، يك روز براى ناقه، و روز ديگر براى اهل قريه باشد، و هر كدام در نوبت خود از آب استفاده كنند و مزاحم ديگرى نشوند: «وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ». «١»
و مخصوصاً به آنها گفت: اگر متعرض اين ناقه شويد، عذاب خداوند دامان شما را خواهد گرفت: «وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظيم». «٢»
***
آن گاه مىگويد: اين قوم سركش اعتنائى به كلمات اين پيامبر بزرگ و هشدارهاى او نكردند، «او را تكذيب كرده، و ناقه را به هلاكت رساندند» «فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها».
«عَقَرُوها» از ماده «عُقْر» (بر وزن ظلم) به معنى اصل و اساس و ريشه چيزى است، و «عَقْر ناقه» به معنى ريشه كن كردن و هلاك نمودن آن است.
بعضى نيز گفتهاند: منظور پى كردن اين حيوان است، يعنى پائين پاى او را قطع كردن و به زمين افكندن، كه نتيجه آن نيز مرگ اين حيوان است.
مىدانيد: ناقه را يك نفر بيشتر به هلاكت نرساند، كه قرآن از او به «أشقى» تعبير كرده است، ولى در آيه فوق مىبينيم اين عمل به تمام طغيانگران قوم ثمود نسبت داده شده، مىگويد: «عَقَرُوها» به صورت صيغه جمع، اين به خاطر آن است كه ديگران هم به نحوى در اين كار سهيم بودند؛ چرا كه:
اولًا- اين گونه توطئهها معمولًا توسط گروه و جمعيتى طراحى مىشود،