تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣
و هدايت يافت (دقت كنيد).
در آيه ٢٨٢ سوره «بقره» به هنگام ذكر فلسفه تعدد گواهان در مسأله نوشتن سند وامها، مىفرمايد: أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الأُخْرى:
«اين به خاطر آن است كه اگر يكى از آن دو گمراه شود و فراموش كند ديگرى به او يادآورى نمايد».
در اين آيه «ضلالت» فقط به معنى فراموشى آمده است، به قرينه جمله «فَتُذَكِّرَ».
تفسيرهاى متعدد ديگرى نيز براى آيه ذكر شده، از جمله اين كه: منظور آن است كه: تو بى نام و نشان بودى و خداوند آن قدر به تو از مواهب بى نظير عطا كرد، كه همه جا شناخته شدى.
يا اين كه: تو چند بار در دوران طفوليتت گم شدى (يك بار در درههاى «مكّه»، آن گاه كه در حمايت «عبدالمطلب» بودى.
بار ديگر، زمانى كه مادر رضاعيت «حليمه سعديه» بعد از پايان دوران شير خوارگى تو را به سوى «مكّه» مىآورد تا به «عبدالمطلب» دهد، در راه گم شدى.
و مرتبه سوم در آن هنگام كه با عمويت «ابو طالب» در قافلهاى كه به سوى «شام» مىرفت در يك شب تاريك و ظلمانى راه را گم كردى) و خداوند در تمام اين موارد، تو را هدايت كرد و به آغوش پر مهر جدّ يا عمويت رسانيد.
قابل توجه اين كه: «ضالّ» از نظر لغت به دو معنى آمده: «گمشده» و «گمراه» مثلًا گفته مىشود: الْحِكْمَةُ ضالَّةُ الْمُؤْمِنِ: «دانش، گمشده انسان با ايمان است». «١»
و به همين مناسبت، به معنى مخفى و غائب نيز آمده، لذا در آيه ١٠ «سجده»