تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣
در آيه بعد، در ادامه تفسيرى كه براى اين گردنه صعب العبور بيان فرموده، مىافزايد: «سپس از كسانى بوده باشد كه ايمان آورده، و يكديگر را به صبر و استقامت و ترحم و عطوفت توصيه مىكنند» «ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ».
به اين ترتيب، كسانى از اين گردنه سخت عبور مىكنند كه، هم داراى ايمان هستند، هم اخلاق والائى همچون دعوت به صبر و عواطف انسانى دارند، و هم اعمال صالحى همچون آزاد كردن بردگان، اطعام يتيمان و مسكينان انجام دادهاند.
يا به تعبير ديگر: در سه ميدان ايمان، اخلاق و عمل گام بگذارند و سر بلند و سرافراز بيرون آيند، اينها هستند كه مىتوانند از آن گردنه صعب العبور بگذرند.
تعبير به «ثُمَّ» (بعد) هميشه به معنى تأخير زمانى نيست، تا لازمه اين سخن آن باشد كه اول اطعام و انفاق كنند، و بعد ايمان آورند، بلكه، در اين گونه موارد- همان گونه كه جمعى از مفسران تصريح كردهاند- براى بيان برترى مقامى است؛ چرا كه مسلماً رتبه ايمان، و توصيه به صبر و مرحمت، بالاتر از كمك به نيازمندان است، بلكه اعمال صالح از آن ايمان و اخلاق سرچشمه مىگيرد و ريشه همه آنها را بايد در اعتقادات و خلقيات عالى جستجو كرد.
بعضى نيز احتمال دادهاند: «ثُمَّ» در اينجا به معنى تأخير زمانى است؛ چرا كه اعمال خير، گاه سرچشمه گرايش به ايمان مىشود، و مخصوصاً در تحكيم مبانى اخلاق مؤثر است؛ زيرا خلق و خوى انسان، نخست به صورت «فعل» است، بعد به صورت «حالت» و سپس «عادت» و بعد از آن به صورت «ملكه» در مىآيد.
تعبير به «تَواصَوا» كه مفهومش سفارش كردن به يكديگر است، نكته مهمى در بر دارد، و آن اين كه: مسائلى همچون صبر و استقامت در طريق اطاعت