تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٨
شدن و عقب رفتن است، اين به خاطر آن است كه، شياطين هنگامى كه نام خدا برده مىشود، عقب نشينى مىكنند، و از آنجا كه اين امر غالباً با پنهان شدن توأم است، اين واژه به معنى «اختفاء» نيز آمده است.
بنابراين، مفهوم آيات چنين است: «بگو من از شرّ وسوسهگر شيطان صفتى كه از نام خدا مىگريزد و پنهان مىگردد، به خدا پناه مىبرم».
اصولًا «شياطين» برنامههاى خود را با مخفى كارى مىآميزند، و گاه چنان در گوشِ جان انسان مىدمند، كه انسان باور مىكند فكر، فكر خود او است، و از درون جانش جوشيده، و همين باعث اغوا و گمراهى او مىشود!
كار شيطان، تزيين است و مخفى كردن باطل در لعابى از حق، و دروغ در پوستهاى از راست، و گناه در لباس عبادت، و گمراهى در پوشش هدايت.
خلاصه، هم خودشان مخفى هستند، و هم برنامههايشان پنهان است، و اين هشدارى است به همه رهروان راه حق، كه منتظر نباشند شياطين را در چهره و قيافه اصلى ببينند، يا برنامههايشان را در شكل انحرافى مشاهده كنند، هرگز چنين نيست، آنها وسواس خنّاسند، و كارشان حقه، دروغ، نيرنگ، ريا كارى و ظاهرسازى و مخفى كردن حق.
اگر آنها در «چهره اصلى» ظاهر شوند، اگر آنها «باطل» را با «حق» نياميزند، و اگر آنها «صريح و صاف» سخن بگويند، به گفته على عليه السلام: لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتادِينَ: «مطلب بر پويندگان راه خدا مخفى نمىشد»!
آنها هميشه قسمتى از «اين» مىگيرند، و قسمتى از «آن»، و به هم آميزند تا بر مردم مسلط شوند، چنان كه اميرمؤمنان عليه السلام در ادامه همين سخن مىفرمايد:
«فَهُنالِكَ يَسْتَوْلِى الشَّيْطانُ عَلى أَوْلِيائِهِ». «١»