تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤
بخل مىورزيدند، به علاوه اين آيه زمانى نازل شده كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در حيات بود، آيا مىتوان «ابوبكر» را حتى بر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مقدم داشت؟
چرا براى اثبات پيشداورىها و ذهنيات خود تعبيرى كنيم كه حتى به مقام شامخ پيغمبر لطمه زند؟!
و اگر گفته شود: حساب پيغمبر صلى الله عليه و آله جدا است، مىگوئيم: پس چرا در آيه «وَ ما لِاحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى» حساب پيامبر صلى الله عليه و آله جدا نشد، و براى اين كه على عليه السلام را از مورد آيه خارج كنيم، بگوئيم: چون مشمول نعمتهاى مادى پيغمبر بوده، نمىتواند داخل در آيه باشد؟
رابعاً- چه كسى است كه در زندگيش مورد محبت احدى واقع نشده، و هيچ كس براى او هديهاى نياورده و يا از او ضيافتى نكرده است.
آيا واقعاً چنين بوده است كه «ابوبكر» در تمام عمرش نه به ضيافت كسى رفت، و نه هديهاى از كسى پذيرفت، و نه هيچ خدمت مادى ديگرى را؟ آيا اين باوركردنى است؟
نتيجه اين كه: منظور از آيه «وَ ما لِاحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى» اين نيست كه هيچ كس بر آنها حق نعمت ندارد، بلكه انفاق كردن آنها به خاطر حق نعمت نيست.
يعنى: اگر آنها به كسى انفاقى مىكنند، تنها براى خدا است، نه به خاطر خدمتى كه بخواهند آن را پاداش دهند.
خامساً- آيات اين سوره نشان مىدهد: اين سوره در يك ماجراى دو قطبى نازل شده، يكى در قطب «أتقى» بوده است، و ديگرى در قطب «أشقى»، هر گاه شأن نزول آن را داستان «ابو الدّحداح» بدانيم، مسأله حل است، اما اگر بگوئيم:
منظور «ابوبكر» بوده، مشكل «أشقى» باقى مىماند، كه منظور از آن چه كسى