تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٣
***
در آيه بعد، به وضع همسرش «ام جميل» پرداخته، مىفرمايد: «همسر او نيز وارد آتش سوزان جهنم مىشود، در حالى كه هيزم به دوش مىكشد» «وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ». «١»
***
«و در حالى كه در گردنش طناب يا گردنبندى از ليف خرما است»! «في جيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ».
در اين كه: همسر «ابولهب» كه خواهر «ابوسفيان» و عمه «معاويه» بود، در عداوتها و كارشكنىهاى شوهرش بر ضد اسلام شركت داشت، حرفى نيست، اما در اين كه: قرآن چرا او را حَمَّالَةُ الْحَطَبِ: «زنى كه هيزم بر دوش مىكشد» توصيف كرده، تفسيرهاى متعددى ذكر كردهاند:
بعضى گفتهاند: اين به خاطر آن است كه بوتههاى خار را بر دوش مىكشيد، و بر سر راه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله مىريخت، تا پاهاى مباركش آزرده شود.
بعضى گفتهاند: اين تعبير كنايه از سخنچينى و نمّامى او است، همان گونه كه در ادبيات فارسى نيز همين تعبير در مورد سخنچينى آمده است كه مىگويند:
ميان دو كس جنگ چون آتش است سخنچين بدبخت هيزمكش است!
بعضى نيز آن را كنايه از شدت بخل او مىدانند، كه با آن همه ثروت، حاضر نبود كمكى به نيازمندان كند، به همين دليل تشبيه به «هيزمكش» فقير شده است.