تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
تفسير:
آيا نمىدانى خدا همه اعمالت را مىبيند؟
در تعقيب آيات گذشته، كه در آن اشاره به نعمتهاى مادى و معنوى پروردگار نسبت به انسان شده بود، و لازمه يك چنين نعمت گستردهاى، سپاسگزارى انسان و تسليم او در برابر خداوند است، در آيات مورد بحث، مىفرمايد: «چنين نيست كه نعمتهاى الهى روح شكرگزارى را هميشه در انسان زنده كند، بلكه او مسلماً طغيان مىكند» ... «كَلَّا إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى». «١»
***
«به خاطر اين كه خود را مستغنى و بى نياز مىبيند» «أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى». «٢»
اين طبيعت غالب انسانها است، طبيعت كسانى است كه در مكتب عقل و وحى پرورش نيافتهاند، كه وقتى خود را مستغنى مىپندارند، شروع به سركشى و طغيان مىكنند.
نه، خدا را بندهاند، نه احكام او را به رسميت مىشناسند، نه به نداى وجدان گوش فرا مىدهند، و نه حق و عدالت را رعايت مىكنند.
انسان و هيچ مخلوق ديگر، هرگز بى نياز و مستغنى نخواهند شد، بلكه موجودات ممكنه، هميشه نيازمند به لطف و نعمتهاى خدا هستند، و اگر لحظهاى فيض او قطع شود، درست در همان لحظه، همه نابود مىگردند، منتها انسان گاهى به غلط خود را بى نياز مىپندارد، و تعبير لطيف آيه نيز اشاره به همين معنى است كه مىگويد: «خود را بى نياز مىبيند» نمىگويد: «بى نياز