تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٢
و تعبير «شانئ» بيانگر اين واقعيت است كه، آنها در دشمنى خود حتى كمترين ادب را نيز رعايت نمىكردند، يعنى عداوتشان آميخته با قساوت و رذالت بود، در حقيقت قرآن مىگويد: اين لقب خود شما است نه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله.
از سوى ديگر، همان گونه كه در شأن نزول سوره گفته شد: «قريش» انتظار مرگ پيامبر صلى الله عليه و آله و برچيده شدن بساط اسلام را داشتند، چرا كه مىگفتند: او بلاعقب است، قرآن مىگويد: تو بلا عقب نيستى، دشمنان تو بلا عقباند!
***
نكتهها:
١- «فاطمه» عليها السلام و «كوثر»
گفتيم: «كوثر» يك معنى جامع و وسيع دارد، و آن، «خير كثير و فراوان» است، و مصاديق آن زياد مىباشد، ولى بسيارى از بزرگان علماى شيعه، يكى از روشنترين مصداقهاى آن را وجود مبارك «فاطمه زهراء» عليها السلام دانستهاند؛ چرا كه شأن نزول آيه مىگويد: آنها پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را متهم مىكردند كه بلا عقب است، قرآن ضمن نفى سخن آنها مىگويد: «ما به تو كوثر داديم».
از اين تعبير، استنباط مىشود: اين «خير كثير» همان فاطمه زهراء عليها السلام است؛ زيرا نسل و ذريه پيامبر صلى الله عليه و آله به وسيله همين دختر گرامى در جهان انتشار يافت، نسلى كه نه تنها فرزندان جسمانى پيغمبر بودند، بلكه آئين او و تمام ارزشهاى اسلام را حفظ كردند، و به آيندگان ابلاغ نمودند، نه تنها امامان معصوم اهل بيت عليهم السلام كه آنها حساب مخصوص به خود دارند، بلكه هزاران، هزار از فرزندان فاطمه عليها السلام در سراسر جهان پخش شدند، كه در ميان آنها علماى بزرگ، نويسندگان، فقهاء، محدثان و مفسران والا مقام و فرماندهان عظيم بودند،