تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩
مىكند، و نه هر گنهكارى مىتواند چنين انتظارى را داشته باشد. «١»
در حديث ديگرى، از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: «رسول خدا وارد خانه فاطمه عليها السلام شد، در حالى كه لباس خشنى از پشم شتر در تن دخترش بود، با يك دست آسيا مىكرد، و با دست ديگر فرزندش را شير مىداد، اشك در چشمان پيامبر صلى الله عليه و آله ظاهر شد، فرمود: دخترم! تلخى دنيا را در برابر شيرينى آخرت تحمل كن، چرا كه خداوند بر من نازل كرده است كه، آن قدر پروردگارت به تو مىبخشد كه راضى شوى» (وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى). «٢»- «٣»
***
نكته:
فلسفه انقطاع وحى
از مجموع آيات فوق، به خوبى روشن مىشود: پيامبر صلى الله عليه و آله هر چه دارد از ناحيه خدا است، حتى در نزول وحى از خود اختيارى ندارد، هر زمان خدا بخواهد وحى قطع مىشود، و هر زمان بخواهد برقرار مىگردد، و شايد انقطاع وحى نيز به همين منظور بود، تا پاسخى باشد به آنها كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تقاضاى معجزات اقتراحى و بر طبق ميل خود داشتند، يا به او پيشنهاد مىكردند:
فلان حكم يا فلان آيه را تغيير ده، و او مىفرمود: من در اين امور اختيارى از خود