تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩
«مَوازِين» جمع «ميزان» به معنى وسيله سنجش است، اين واژه نخست در وزنهاى مادى به كار رفته، پس از آن در موازين و مقياسهاى معنوى نيز استعمال شده است.
بعضى معتقدند: اعمال انسان در آن روز به صورت موجودات جسمانى و قابل وزن درمىآيد، و راستى آنها را با ترازوهاى سنجش اعمال مىسنجند.
اين احتمال نيز داده شده كه: خودِ نامه اعمال را وزن مىكنند، اگر اعمال صالحى در آن نوشته شده است، سنگين است و گرنه سبك وزن، يا بى وزن است.
ولى، ظاهراً نيازى به اين توجيهات نيست، ميزان حتماً به معنى ترازوى ظاهرى كه داراى كفههاى مخصوص است نمىباشد، بلكه به هر گونه وسيله سنجش اطلاق مىشود، چنان كه در حديثى مىخوانيم: انَّ أَمِيْرَ الْمُؤْمِنِيْنَ وَ الأَئِمَّةَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ عليهم السلام هُمُ الْمَوازِيْنُ: «اميرمؤمنان و امامان از دودمانش ترازوهاى سنجشند». «١»
و در حديثى، از امام صادق عليه السلام آمده:- وقتى از معنى «ميزان» از او سؤال كردند- در پاسخ فرمود: الْمِيْزانُ الْعَدْلُ!: «ترازوى سنجش همان عدل است». «٢»
به اين ترتيب، وجود اولياء اللَّه يا قوانين عدل الهى، مقياسهائى هستند كه انسانها و اعمالشان را بر آنها عرضه مىكنند، وزنشان به همان اندازه است كه با آنها شباهت و مطابقت دارند!
روشن است: منظور از «سبكى» و «سنگينى» ميزان، به معنى سنگينى خود ترازوهاى سنجش نيست، بلكه وزن چيزهائى است كه با آن مىسنجند.
ضمناً، تعبير به «موازين» به صورت صيغه جمع، به خاطر آن است كه،