تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢
در اين كه منظور از اين «پدر» و «فرزند» كيست؟ تفسيرهاى متعددى ذكر كردهاند:
نخست اين كه: منظور از «والد» ابراهيم خليل عليه السلام و از «ولد» اسماعيل ذبيح عليه السلام است و با توجه به اين كه در آيه قبل، به شهر «مكّه» سوگند ياد شده و مىدانيم ابراهيم عليه السلام و فرزندش، بنيانگذار «كعبه» و شهر «مكّه» بودند، اين تفسير بسيار مناسب به نظر مىرسد، به خصوص اين كه: عرب جاهلى نيز براى حضرت ابراهيم عليه السلام و فرزندش اهميت فوق العادهاى قائل بود، و به آنها افتخار مىكرد و بسيارى از آنها نسب خود را به آن دو مىرساندند.
ديگر اين كه: منظور آدم و فرزندانش مىباشد.
سوم اين كه: منظور آدم و پيامبرانى هستند كه از دودمان او برخاستهاند.
و چهارم اين كه: منظور سوگند به هر پدر و فرزندى است؛ چرا كه مسأله تولد و بقاء نسل انسانى در طول ادوار مختلف، از شگفتانگيزترين بدايع خلقت است، و خداوند مخصوصاً به آن سوگند ياد كرده است.
جمع ميان اين چهار تفسير نيز، بعيد نيست، هر چند تفسير اول از همه مناسبتر به نظر مىرسد.
***
آن گاه، به چيزى مىپردازد كه هدف نهائى اين سوگندها است، مىفرمايد:
«مسلماً ما انسان را در رنج آفريديم» «لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ في كَبَدٍ».
«كَبَد» به گفته «طبرسى» در «مجمع البيان» در اصل، به معنى «شدت» است، و لذا هنگامى كه شير غليظ شود «تَكَبَّدَ اللَّبَنُ» مىگويند.
ولى، به گفته «راغب» در «مفردات»، «كبد» (بر وزن حسد) به معنى دردى است كه عارض «كبد» (جگر سياه) انسان مىشود و سپس، به هر گونه مشقت و