تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠
اطلاعات و معلومات از قومى به قوم ديگر، و از نسلى به نسل ديگر است، و اگر اين وسيله ارتباطى نبود، هرگز انسان نمىتوانست تا اين حدّ در علم و دانش و تمدن مادى و مسائل معنوى ترقى كند.
و اما «لبها»، اولًا- نقش مؤثرى در تكلم دارند؛ چرا كه بسيارى از مقاطع حروف به وسيله لبها ادا مىشود.
از اين گذشته، لبها كمك زيادى به جويدن غذا، حفظ رطوبت دهان، و نوشيدن آب مىكند و اگر نبودند، خوردن و آشاميدن انسان، و حتى منظره چهره او بر اثر جريان آب دهان به بيرون، و عدم قدرت بر اداء بسيارى از حروف، وضع اسفانگيزى داشت.
و از آنجا كه درك حقايق در درجه اول، با چشم و زبان است.
به دنبال اينها به وجود «عقل» و «هدايت عقلانى و فطرى» اشاره مىكند، تعبير آيه، «هدايت تشريعى» را كه به وسيله انبياء و اولياء انجام مىگيرد نيز شامل مىشود.
آرى، او هم «ديده بينا» و «آفتاب» را در اختيار انسان گذارده، و هم «راه و چاه» را به او نشان داده، «تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش را».
و با اين همه چراغ فروزان كه فرا راه او قرار داده است اگر از بيراهه مىرود، بايد گفت: «بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش»!
جمله: وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ: «ما او را از راه خير و شرّ آگاه كرديم» علاوه بر اين كه مسأله اختيار و آزادى اراده انسان را بيان مىكند، با توجه به اين كه: «نَجْد» مكان مرتفع است، اشاره به اين است كه: پيمودن راه خير، خالى از مشكلات، زحمت و رنج نيست، همان گونه كه بالا رفتن از زمينهاى مرتفع مشكلاتى دارد، حتى پيمودن راه شرّ نيز مشكلاتى دارد، چه بهتر كه انسان با سعى و تلاشش راه