تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١
«مىدانيد كنود كيست»؟! عرض شد: خدا و رسولش آگاهتر است.
فرمود: الْكَنُودُ الَّذِى يَأْكُلُ وَحْدَهُ، وَ يَمْنَعُ رِفْدَهُ، وَ يَضْرِبُ عَبْدَهُ: «كنود كسى است كه تنها غذا مىخورد، و از عطا و بخشش به ديگران خوددارى مىكند، و بنده زيردستش را مىزند». «١»
٣- «كَنُود»، كسى است كه در مشكلات و مصائب با دوستان خود هم دردى نمىكند.
٤- كسى كه خيرش بسيار كم است.
٥- كسى كه وقتى نعمتى به او برسد، از ديگران دريغ مىدارد و اگر گرفتار مشكلى گردد، ناشكيبائى و جزع مىكند.
٦- كسى كه نعمتهاى الهى را در معصيت صرف مىكند.
٧- كسى كه نعمت خدا را انكار مىكند.
ولى همان گونه كه گفتيم، همه اين معانى مصداقها و شاخ و برگهاى همان ناسپاسى و بخل است.
تعبير به «انسان» در اين گونه موارد، به معنى انسانهاى شرور، هواپرست، سركش و طغيانگر است، و بعضى آن را به انسان كافر تفسير كردهاند، و گرنه مسلماً هر انسانى چنين نيست، بسيارند كسانى كه سپاسگزارى، عطا و بخشش با روحشان عجين شده، و از كفران و بخل بيزارند، همچنين انسانهائى كه در پرتو ايمان به خدا، از وادى خودخواهى و خودپرستى گام بيرون نهاده، و در آسمان معرفت اسماء و صفات پروردگار و تخلق به اخلاق الهى، به پرواز درآمدهاند.
***
سپس مىافزايد: «خود او نيز بر اين معنى گواه است» «وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ