تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٤
رسول اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده، مضمون آن نيز مؤيد اين معنى است.
در روايات آمده است: پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به كوه «حرا» رفته بود، «جبرئيل» آمده، گفت: اى محمّد! بخوان! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من قرائت كننده نيستم.
«جبرئيل» او را در آغوش گرفت و فشرد، و بار ديگر گفت: بخوان!
پيامبر صلى الله عليه و آله همان جواب را تكرار كرد، بار دوم نيز «جبرئيل» اين كار را كرد، و همان جواب را شنيد، و در سومين بار گفت: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ ...» (تا آخر آيات پنجگانه).
اين سخن را گفت، و از ديده پيامبر صلى الله عليه و آله پنهان شد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله كه با دريافت نخستين اشعه وحى، سخت خسته شده بود، به سراغ (خانه) «خديجه» آمده، فرمود: زَمِّلُونِى وَ دَثِّرُونِى: «مرا بپوشانيد و جامهاى بر من بيفكنيد تا استراحت كنم». «١»
«طبرسى» در «مجمع البيان» نيز نقل مىكند: «رسول خدا صلى الله عليه و آله به «خديجه» فرمود: هنگامى كه تنها مىشوم، ندائى مىشنوم (و نگرانم!).
«خديجه» عرض كرد: خداوند جز خير، درباره تو كارى نخواهد كرد؛ چرا كه به خدا سوگند، تو امانت را ادا مىكنى، صله رحم به جا مىآورى، در سخن گفتن راستگو هستى.
«خديجه» مىگويد: بعد از اين ماجرا به سراغ «ورقة بن نوفل» رفتيم، (او از آگاهان عرب و عموزاده «خديجه» بود) رسول اللَّه صلى الله عليه و آله آنچه را ديده بود براى «ورقه» بيان كرد.
«ورقه» گفت: هنگامى كه آن منادى به سراغ تو مىآيد، دقت كن، ببين چه