تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣
و كشتار به عمل ديگرى راضى نخواهيم شد، وعده نبرد فردا.
امام عليه السلام پذيرفت، و دستور داد نيروها اسبهاى خود را علف دهند، زين بر آنها نهند و آماده كارزار باشند، و صبحگاهان كه هنوز هوا تاريك بود، دشمن را در حلقه محاصره گرفته، به آنها حمله كردند و آنان را درهم شكستند، عدهاى را كشتند، زنان و فرزندانشان را اسير، و اموال فراوانى را به غنيمت گرفتند.
سوره «و العاديات» نازل شد، در حالى كه هنوز سربازان اسلام به «مدينه» باز نگشته بودند، پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله آن روز براى نماز صبح آمد، و اين سوره را در نماز، تلاوت فرمود، بعد از پايان نماز، اصحاب عرض كردند: اين سورهاى است كه ما تا به حال نشنيده بوديم!.
فرمود: آرى، على عليه السلام بر دشمنان پيروز شد، و «جبرئيل» ديشب با آوردن اين سوره، به من بشارت داد.
چند روز بعد، على عليه السلام با غنائم و اسيران به «مدينه» وارد شد. «١»
بعضى معتقدند: اين يكى از مصاديق روشن آيه است، نه شأن نزول.
***
تفسير:
سوگند به جهادگران بيدار!
گفتيم: اين سوره با سوگندهاى بيدارگرى آغاز شده، نخست مىفرمايد: «به اسبان دوندهاى كه نفسزنان (به سوى ميدان جهاد) پيش رفتند سوگند» «وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً». «٢»