تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٣
مىشكافد «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ».
***
«از شرّ تمام آنچه آفريده است» «مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ».
از شرّ همه موجودات شرور، انسانهاى شرور، جنّ، حيوانات، حوادث و پيشامدهاى شرّ و از شرّ نفس أماره.
«فَلَق» (بر وزن شفق) از ماده «فَلْق» (بر وزن خلق) در اصل، به معنى شكافتن چيزى و جدا كردن بعضى از بعضى ديگر است، و از آنجا كه به هنگام دميدن سپيده صبح، پرده سياه شب مىشكافد، اين واژه به معنى طلوع صبح، به كار رفته، همان گونه كه «فجر» نيز به همين مناسبت بر طلوع صبح اطلاق مىشود.
بعضى آن را به معنى همه مواليد و تمام موجودات زنده، اعم از انسان، حيوان و گياه مىدانند؛ چرا كه تولد اين موجودات كه با شكافتن دانه و تخم و مانند آن صورت مىگيرد، از عجيبترين مراحل وجود آنها است، و در حقيقت، هنگام تولد، جهش عظيمى در آن موجود رخ مىدهد و از جهانى به جهان ديگرى گام مىنهد.
در آيه ٩٥ «انعام» مىخوانيم: إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ: «خداوند شكافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده خارج مىسازد، و مرده را از زنده».
بعضى نيز مفهوم «فلق» را از اين هم گستردهتر گرفتهاند، و آن را به هر گونه آفرينش و خلقت، اطلاق كردهاند؛ چرا كه با آفرينش هر موجود، پرده عدم شكافته مىشود و نور وجود آشكار مىگردد.
هر يك از اين معانى سهگانه (طلوع صبح- تولد موجودات زنده- آفرينش