تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩
خود، و يا هر دو باشد.
***
بالاخره به دهمين و يازدهمين سوگند، كه آخرين قسمها در اين سلسله است، پرداخته، مىفرمايد: «سوگند به نفس آدمى، و آن كس كه آن را منظم و مرتب ساخت» «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها».
همان انسانى كه عصاره عالم خلقت، و چكيده جهان ملك و ملكوت، و گل سرسبد عالم آفرينش است:
اين خلقت بديع كه مملوّ از شگفتىها و اسرار است، آن قدر اهميت دارد كه خداوند به خودش و خالق آن يك جا قسم ياد كرده!.
در اين كه منظور از نفس در اينجا روح انسان است، يا جسم و روح هر دو؟
مفسران احتمالات گوناگونى دادهاند.
اگر، منظور «روح» باشد، مراد از «سَوَّاها» (از ماده تسويه) همان تنظيم و تعديل قواى روحى انسان است، از حواس ظاهر گرفته، تا نيروى ادراك، حافظه، انتقال، تخيل، ابتكار، عشق، اراده و تصميم، و مانند آن كه در مباحث «علم النفس» مطرح شده است.
و اگر، منظور «روح» و «جسم» هر دو باشد، تمام شگفتىهاى نظامات بدن و دستگاههاى مختلف آن را كه در علم «تشريح» و «فيزيولوژى» (وظايف الاعضاء) به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته، شامل مىشود.
البته، «نفس» به هر دو معنى در قرآن مجيد اطلاق شده است:
در مورد «روح» در آيه ٤٢ «زمر» مىخوانيم: اللَّهُ يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها: «خداوند ارواح را به هنگام مرگ مىگيرد».
و در مورد «جسم» در آيه ٣٣ «قصص» آمده كه موسى مىگويد: رَبِّ إِنِّي