تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥
آن نيست.
***
سپس، در ادامه همين سخن مىفرمايد: «او مىگويد من مال زيادى را تباه كردم» «يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً».
اشاره به كسانى است كه، وقتى به آنها پيشنهاد صرف مال در كار خيرى مىكردند، از روى غرور و نخوت مىگفتند: ما بسيار در اين راهها صرف كردهايم، در حالى كه چيزى براى خدا انفاق نكرده بودند، و اگر اموالى به اين و آن داده بودند، براى تظاهر و ريا كارى و اغراض شخصى بوده است.
بعضى نيز گفتهاند: آيه اشاره است به كسانى كه اموال زيادى در دشمنى با اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله و توطئههاى ضد اسلامى صرف كرده بودند، و به آن افتخار مىكردند، همان گونه كه در حديثى آمده است: در روز «جنگ خندق» هنگامى كه على عليه السلام «اسلام» را به «عمرو بن عبدود» عرضه نمود، او در پاسخ گفت: فَأَيْنَ ما أَنْفَقْتُ فِيكُمْ مَالًا لُبَداً: «پس آن همه اموالى كه بر ضد شما مصرف كردم چه مىشود»؟! «١»
بعضى نيز گفتهاند: آيه ناظر به بعضى از سران «قريش» مانند «حارث بن عامر» است كه مرتكب گناهى شده بود، راه نجات را از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال كرد، حضرت دستور كفاره به او داد. او گفت: «اموال من از آن روز كه وارد دين اسلام شدم، در كفارات و نفقات نابود شد»!. «٢»
جمع ميان هر سه تفسير نيز بى مانع است، هر چند تفسير اول تناسب بيشترى با آيه بعد دارد.